
ماه من از خانه بیرون میروم اما کجا امشب؟شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشبپشت ستون سایه ها روی درخت شهرمیجویم اما نیستی در هیچ جا امشبای ماجرای شعر و شبهای جنون منآخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟میدانم . آری . نیستی . اما نمیدانمبیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب؟هر شب تو را بی جستجو میافتم امانگذاشت بی خوابی به دستانم تو را امشبای ماجرای شعر و شبهای جنون منآخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟هر شب صدا...
ادامه مطلب
مینویسم که شب تار سحر میگردد یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد روزهای زیادی عز رفتنت میگذرد،اما هنوز هم هوا سرد است،هنوز هم باران میبارد،هنوز هم وقتی دلتنگت میشوم ستاره ها را تماشا میکنم.هنوز خیالت با من است در من است.شبها در تنهایی اتاقم نامت را برای خودم و سکوت اتاقم زمزمه میکنم تا یادم نرود نام زیبایت را....هركجا واژه كم مي آورمتو را بلند به نام كوچكت صدا مي كنمبي بر...
ادامه مطلب
ماه من از خانه بیرون میروم اما کجا امشب؟شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشبپشت ستون سایه ها روی درخت شهرمیجویم اما نیستی در هیچ جا امشبای ماجرای شعر و شبهای جنون منآخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟میدانم . آری . نیستی . اما نمیدانمبیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب؟هر شب تو را بی جستجو میافتم امانگذاشت ...
ادامه مطلب
مینویسم که شب تار سحر میگردد یک نفر مانده از این قوم که برمیگرددروزهای زیادی عز رفتنت میگذرد،اما هنوز هم هوا سرد است،هنوز هم باران میبارد،هنوز هم وقتی دلتنگت میشوم ستاره ها را تماشا میکنم.هنوز خیالت با من است در من است.شبها در تنهایی اتاقم نامت را برای خودم و سکوت اتاقم زمزمه میکنم تا یادم نرود نام ...
ادامه مطلب
کاسه آبی را به پشتم، مادرم پاشید و رفتتا که برگردم شنیدم، از غمم نالید و رفتدیده بودم خواب مادر را شب میلاد منلحظه ای آمد کنارم، صورتم بوسید و رفتمادرم چندین بهار است ازکنارم رفته استمثل مامور از بهشت، آمد مرا زایید و رفتقوم و خویشانم مکرر، این خبر را میدهندمادرت در خواب ما، حال تو را پرسید و رفتمن به قربانت که هرجا رفته ای یاد منییادتو هر نیمه شب، روی مرا پوشید و رفتشعر زیبایی به عشقش گفته بودم که ندیدآمد او اما شبی بر شعر من بالید و رفتxa0مادرم رفته ولی در خاطراتم مانده استروز مادر، چشم او، آم...
ادامه مطلب
کیستی که من این گونه به جددر دیار رویاهای خویشبا تو درنگ می کنمxa0… xa0 "احمد شاملو"...
ادامه مطلب