کاسه آبی را به پشتم، مادرم پاشید و رفتتا که برگردم شنیدم، از غمم نالید و رفتدیده بودم خواب مادر را شب میلاد منلحظه ای آمد کنارم، صورتم بوسید و رفتمادرم چندین بهار است ازکنارم رفته استمثل مامور از بهشت، آمد مرا زایید و رفتقوم و خویشانم مکرر، این خبر را میدهندمادرت در خواب ما، حال تو را پرسید و رفتمن به قربانت که هرجا رفته ای یاد منییادتو هر نیمه شب، روی مرا پوشید و رفتشعر زیبایی به عشقش گفته بودم که ندیدآمد او اما شبی بر شعر من بالید و رفت مادرم رفته ولی در خاطراتم مانده استروز مادر، چشم او، آمد بمن خندید و رفت
برچسب: مادر,مادر قلب اتمی,مادرم,مادر ترزا,مادريت انك اناني,مادرانه,مادربزرگ,مادر زن,مادر به انگلیسی,مادر پسر,
نویسنده: پرهام رنجبر
تاريخ: جمعه
19 شهريور
1395 ساعت: 14:01